تبليغاتX
موج خاموش -
من ان موج خاموشم که در بحر خزان اهسته می خواند:کدامین روز سکوتت را به غوغا ها می خوانی دراین ......
جـانـا بـیـا کـه بـیـتـو دلـم را قــرار نیست      بـیـشم مجـال صـبـر و سَـر انـتـظار نیست


دیـوانه ای چـنـیـن که منم در بلای عشق      دل عافـیـت نخـواهـد و عـقـلم بکار نیست


گـر خوانـدنـت مراد، و گـر رانـدن آرزوست      آن کُـن که راّی تـوست، مـرا اخـتـیـار نیست


ما را هـمین بَـس است که داریم دَرد عشق      مقـصود ما ز وصل تـو بـوس و کـنار نیست


ایـدل هـمیشه عاشـق و هـمواره مَست باش      کانکس که مست عشق نـشد هـوشیار نیست


با عشق همنشین نشو و از عشق بر شکن      کـاو را بـه پـیـش اهـل نـظــر اخـتـیـار نیست


هـر قـوم را طـریـقی و راهـی و قـبـله ایست      پـیش من خـراب قـبـله بـجـز کـوی یار نیست
 
 

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 15:32  توسط نارسیس  | 

 

ممنون از یازدیدتون.نارسیس!