|
من ان موج خاموشم که در بحر خزان اهسته می خواند:کدامین روز سکوتت را به غوغا ها می خوانی دراین ......
|
آه سردی ازدرونم جاری شد
غم چه آرام در آغوشم خوابیده
عشق در کنارم بی تاب است
ساز چه آرام میمیرد
پرنده ی نگاه چه آرام مینشیند
قفس شکسته است اما دیریست که پرواز فراموش شده
میگذرد ثانیه با لبخندی تلخ از کنارم
و زمان را می برد با خود بی رحمانه
امروز درد هم میهمان من است
کوچه ها سرد و سکوت پادشه است
جیرجیرک از گوشه شب میخواند
آرام بخوابید که من بیدارم.
نارسیس